رویا ی بی پایان
68شهریور
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم....................
نظرات شما عزیزان:
معماری
ساعت0:00---3 مرداد 1392
سلام من خجالت میکشیدم ولی چون خودت میخای باشه.......
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |